اندر احوالات سيستم آموزشي

متاسفانه سيستم آموزشي دانشگاهها درباره نحوه آموزش رشته هاي علوم انساني بسيار ضعيف و غير اصولي است. و اين معضل را ميتوان بوضوح در ميان خيال عظيم فارق التحصيلان بي نواي رشته هاي علوم انساني مشاهده نمود كه با هزار اميد و آرزو و صد البته  تلاش بسياروارد سيستم آموزشي مي شوند و در هنگام خروج كوله باري حقير و كوچك از محفوظات غير كاربردي ره آورد آنان است و بس. كنون هم كه فصل برگزاري امتحانات در دانشگاههاست، اسفباري موضوع خود را بيشتر و ملموس تر نمايان مي سازد. در رشتهاي چون حقوق كه باروري ذهن دانشجويان با بمباران اطلاعات مداوم و بروز و آموزش تفكر نقادانه به وي از چارچوبهاي اصلي آن محسوب مي شود، دروس ارائه شده ، در جزوه حقير و نازكي ماحصل چهارماه حضور دانشجو در كلاس و بازخواست عين همان جزوه ، خلا صه مي گردد و لاغير. پژوهش و تحقيق در علوم انساني حرف اول و آخر پويايي و روزآمد بودن اين رشته را مي زند. و اين همان است كه بايد به دانشجويان مشتاق آموزش داده شود نه ادامه روند آموزشي دبيرستان. دوستان نظر شما چيست؟ چي بايد كرد؟ حال كه پيمودن اين راه بي راهنماست ، بهتر نيست كه خود شمع راهمان شويم وآينده اي هراس داشته باشيم كه انسانهاي بزرگ در آن كم يافت شوند؟ ….فردا پر ديراست. بياييد از امروز شروع كنيم.

۲ برداشت درباره “اندر احوالات سيستم آموزشي”

  1. علی حاجی پور نوشته است:

    با سلام

    متاسفانه چنین درد کشنده ای در پیکره آموزش حقوق در ایران وجود دارد.

    به عنوان دانشجوی حقوق که دو سیستم آموزشی ایران و فرانسه را تجربه کرده ام، می توانم اشاره کنم به درد شیوه آموزش در سیستم ایرانی، شیوه ای که در آن، استاد مطالبی را درس می دهد و از دانشجو انتظار دارد آن مطالب را متوجه شود و از بر کند! به تعبیری دیگر، یعنی دانشجوی مقلد به جای دانشجوی محقق بارآوردن.

    در این سیستم متاسفانه به پرسشگری و تحقیق بهائی داده نمیشود. حال آنکه در نظام آموزشی فرانسه، استاد شخصی است که رئوس مطالب را توضیح می دهد، منابع را معرفی می کند و دانشجو را به شنا کردن در دریای علم برای یافتن صدف های گهردار دعوت می کند. دانشجو سوال گر است و به پژوهش می پردازد، او هرگز یک مقلد نیست که همانند یک ضبط صوت، گفته ها یا جزوه های درسی را حفظ کند و امتحان پس دهد.

    به راستی چه باید کرد تا سیستم ما از این رکود درآید؟ به گمان من راه حل واحدی برای این مساله وجود ندارد. اصلاحات وسیع و عمیقی لازم است. هم در سطح برنامه ریزی کلان آموزشی، هم در سطح اساتید برای تغییر شیوه نگرش، هم در سطح دانشجویان برای تغییر دید نسبت به چیستی و چرائی دانشجوئی.

  2. farhad نوشته است:

    salam . movafagh bashid..besyar jaleb ast.. ۲ masale dar sitam matrah kardam .khsohal misaham nazar dahid..>>>>> http://iranlaw.co.sr

برداشت شما چیست؟